وقتی که بی کران فکر کنی ، بی کران حرف داری واسه زدن و ، نمی تونی بزنی و دیوونه می شی . ولی وقتی بی کران فکر کنی ، هیچ حرفی نمی مونه که بزنی . کافیه در زندگانی ، صفت شمارشی وجود نداشته باشه .
- شمع خسته در انتهای بسته ی شمع دان چینی کوچک به شماره افتاده بود . هوا عجیب بوی پروانه می داد .