اعتراف ،
اون روز توی بوفه ، که کامران بلندم کرد و تا نصفه فروم کرد تو کانال کولر ، دقیقن اون لحظه ای که نصفم اون تو بود و به هیچی فک نمی کردم و از بس که به هیچی فک نمی کردم حتی یادم نمی آد می خندیدم یا داد می زدم یا چی .. ، اون لحظه یکی از شادترین لحظات زندگی م بوده .
February 17, 2009 at 11:27 am
من باذ اینجا بسی حال کردم. همین! راستش مارو کسی تا حالا تو کانال کولر نکرده که احساس همزاد پنداری کنم.