March 30, 2008

~19

 

موضوع اینه که همه چی در بهترین شرایط ممکنش قرار داره و چیزی نمی تونی بگی جز این که “بهتر از این نمی شه” . و هیچ اعتراضی هم بذیرفته نیست ، چون اگه قرار بود چیزی بهتر از این بشه ، می شد . پس یا دهنت و ببند ، یا بگو “بهتر از این نمی شه” ، و فراموش نکن هر چیزی هم که بگی یا نگی مشمول همین قانونِ بالا می شه و معنیش اینه که بهترین چیزیه که می تونستی بگی یا نگی . و موضوع اینه که این قانون وجود داره و احتمالا وجود داشتنش هم بهترین حالت ممکن بوده و …
..
.
.
.
بگذریم ، کسی آدامس داره ؟

: +

 

” این اتمسفرش خیلی … هُستیکه “با این دیالوگش خیلی حال کردم . همین طوری ، خَبَری .

 

March 26, 2008

~18

… “راستی قضیه مایکل جکسون چی شد آخر ؟!

 

 

March 24, 2008

~17

 

- شما برید دید و بازدیداتون و بکنید، برگردید ما شام در خدمتتون هستیم ؛

- نه به خدا ، دیر می شه دیگه ، ایشالا یه فرصت بهتر خدمت می رسیم ؛

- بی تعارف می گم ، به خدا ناراحت می شم ؛

- . . .

. .

.

.

: +

 

امسال و دیگه لااقل به بهونه ی درس بیخیال ما شید تو رو خدا … !

 

 

 

 

March 23, 2008

~16

فقط فرزند دو پنگوئن، پنگوئن می شود .

: +

البته مواردی در مورد انسانها هم گزارش شده .

 

March 19, 2008

~15

 

می دونی مث چی می مونه رفیق ؟

سرِ یه دستِ مهم که بازی با تو ه ، آسِ حکمت و می کوبی زمین ، دست می چرخه ، نفر اول ، نفر دوم ، بعد نفر آخر یه برگِ پست مثلا یه دوِ گیش می ندازه وسط و می گه “بریدم” . فک می کنی داره شوخی می کنه ، بعد نگا می کنی می بینی نه ، بقیه هیچ اعتراضی ندارن و دارن دستِ خودشون و نگا می کنن ، اونم داره ورقا رو جمع می کنه ، بعد می گی “اِ … چی کار می کنی … بابا من آسِ حکم و انداختم … چطوری بریدی آخه … آسِ حکمِ خب …” بعد همه سرشون میارن بالا و با تعجب نگات می کنن ، یه جوری که خودتم پشیمون می شی از اعتراضت و به خودت می گی “خب لابد بریده دیگه” ؛ …

آره پسرم ، به همین مسخره گیه ، همینه که هس .
شایدم البته یه قانونی داره که اگه بلد باشی تو ام می تونی با هرچی ، هرچی و ببُری .

ولی فعلا که آسِ حُکمت و بریدن ، …

: +

 

البته من یه دوسالی می شه بازی نکردم ، یه شب گِردش کنیم یه جا ، بشینیم تا صُب بازی کنیم .
راستی چه خوب که دیگه کسی اینجا رو نمی خونه ، نه ؟ واقا می گم ، می شه خیلی راحت تر بَلغور کرد !!

 

March 13, 2008

~14

He waZ quiet, and when we arrived at the owl’Z home, he said, ” Can mileZ truly separate us from friendZ ? If you want to be with Rae, aren’t you already there? “

 

Richard Bach
There’Z no such place aZ far away

: +

چی بگم دیگه ؟! چی می شه گفت ؟! … “باخ” هستن از دوستانِ دورانِ کودکی !!
البته خیلی چیز می تونم بگم ، ولی می خوام برم “لی لو له له” گوش کنم ؛ …

دوستان می تونن برای دوستان برگردان کنن .